چکیده

مقاله حاضر خلاصه ای است از وضعیت عمومی خاکهای مبتلا به نمک و عوامل موثر در تشکیل و اصلاح آنها که در آن روابط متقابل شوری،آبیاری، زه کشی و گیاهان زراعی مورد بحث قرار می گیرد. و بر خاک های شور_ به دلیل اهمیت شان_ تاکید شده است.

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

امروزه  ازدیاد جمعیت جهان سبب افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی می شود. در بسیاری از نقاط جهان با تولید محصولات کشاورزی به دلیل کمبود منابع آب با شوری خاک به شدت کاهش یافته است. به خاطر عدم شستشوی املاح محلول از ناحیه ریشه، شوری یک مشکل عمده در مناطق خشک و نیمه خشک است و یکی از عمده ترین دلایل محدود کننده تولید محصولات غذایی به شمار می رود.

مناطق بیابانی و نیمه بیابانی بیش از یک سوم سطح کره زمین  را فرا گرفته است و هرساله حدود شش میلیون هکتار از اراضی حاصلخیز مجاور این مناطق  نیز به بیابان تبدیل می شود. این اراضی که عهده دار تولید مواد غذایی چهارده درصد از جمعیت جهان است، در اثر انجام مراحل شور شدن و بیابانی شدن قدرت تولید خود را از دست می دهند. بیش از چهار میلیون کیلومتر مربع(چهارصد میلیون هکتار) از اراضی قابل کشت جهان با مشکل ازدیاد اصلاح محلول در خاک مواجه هستند. چنانچه در مورد این اراضی مدیریت صحیح اعمال شود، افزایش قابلیت تولید محصولات کشاورزی در آنها بسیار قابل توجه است.

صدها میلیون هکتار اراضی در جهان وجود دارد که در حال حاضر مناسب کشاورزی نیستند ولی چنانچه شوری زائد این خاکها با به کار گیری روش های مناسب اصلاح شود، می توانند حاصلخیز باشند.رایج ترین روشهای اصلاح خاک های شور عبارت است از:1-شستشوی اصلاح توسط آبیاری و زهکشی 2- استفاده از گیاهان مقاوم به شوری استفاده از مواد بسازی خاک، شخم مناسب، مقدار آب کافی، کاهش تبخیر از سطح خاک از طریق شخم به موقع استفاده صحیح و به موقع و مناسب کود و کنترل بیماریها و آفتهای زراعی همگی از جمله  روش های موثری هستند که در خاکهای مبتلا به نمک در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار می گیرند. در نتیجه تحقیقات و سرمایه گذاری بیشتر و نیز توجه به خطر این مشکل و راه حل آن ضروری است.

شوری خاک در مناطق تحت آبیاری و نیز مناطقی که تحت آبیاری نیستند، استفاده از اراضی را به منظور کشاورزی با مشکل روبرو  می سازد. از ابتدای قرون حاضر دانشمند دریافتند که رشد گیاه در شرایط شوری یا قلیائیت کاهش می یابد. عموماً پذیرفته شده است که املاح محلول در آب بالاخص املاح سدیم عامل اصلی کاهش قابلیت تولید خاکهای مبتلا به نمک هستند.

شناسایی دقیق وگسترش انواع مختلف خاکهای مبتلا به نمک در یک کشور می تواند در برنامه ریزی تولید مواد غذایی نقش موثری داشته باشدگروه بندی خاکهای مبتلا به نمک بر طبق اصول واحد این اجازه می دهد تا بتوان آنها را با یکدیگر مقایسه کرد و در نهایت از کلیه تجربیات حاصله در اصلاح و کابرد این گونه خاک ها در کشورهای مختلف استفاده سودمند کرد.

فشار روزافزون تقاضا بر روی منابع اراضی محدود در جهان که از دهه 1960 آغاز شده است، این ضرورت را ایجاب میکند تا خاکهای زراعی را از تخریب حفاظت کرده و قدرت تولید ازدست رفته برخی خاک های دیگر را نیز بازسازی کنیم به عنوان یک مرجع اختصاصی برای خاک های شور و قلیایی انجمن بین المللی خاکشناسی در سال 1964 اقدام به تاسیس کمیته تخصصی خاکهای مبتلا به نمک کرد. هدف اصلی این کمیته شناسایی و مطالعه گسترش خاک های مبتلا به نمک در سراسر جهان است.

 

 

تشکیل خاکهای شور و سدیمی

در پیش بینی مراحل شور شدن واصلاح خاک های شور عوامل زیر باید مد نظر قرار گیرند:

_ویژگی های اصلی رژیم های نمک مورد توصیف قرار گرفته (تعادل نمک) و فاکتورهای طبیعی موثر در آن بایستی تجزیه و تحلیل شوند.

_منبع اصلی نمک های محلول در آب ( آبیاری آب زیر زمینی، آب های سطحی، لایه های شور عمقی خاک و غیره) بایستی شناسایی شوند.

_اثر آبیاری بر روی آب و رژیم های نمک خاک بایستی تعیین شود.

پس از شناسایی این فاکتورها می توان از روش های صحیح  و مناسبی در اصلاح خاک، آبیاری و زهکشی استفاده کرد. در کشورهای توسعه یافته، تکنولوژی  پیشرفته باعث موفقیتها زیادی در اصلاح خاک های شور و جلوگیری از مشکل شوری شده است. چندین روش هایی در کشورهای درحال توسعه نیز می تواند به کار گرفته شود.

خاک های مبتلا به نمک

خاکهای مبتلا به نمک آنهایی هستند که غلظت نمک(یون) آنها در رشد گیاهان زراعی ایجاد مشکل می کند خاکهای مبتلا به نمک را می توان به دو گروه اصلی تقسیم کرد:1-خاک هایی که تحت تاثیر نمک های طبیعی هستند(خاکهای شور) 2- خاکهایی که تحت تاثیر نمک های سدیم قابل هیدرولیز قرار دارند(خاکهای سدیمی یا قلیایی) این دو گروه از خاک ها نه تنها از نظر ویژگی های شیمیایی با یکدیگر تفاوت دارند بلکه از لحاظ توزیع جغرافیایی، خواص فیزیکی و ویژگی های بیولوژیکی نیز متفاوت هستند.روش های اصلاح و استفاده های کشاورزی از آنها نیز متفاوت هستند. از آنجا که نمک های مختلف سدیمی به طور طبیعی نمی توانند به صورت خالص وجود داشته باشند در بیشتر مواقع نمک های خنثی و یا آنهایی که قابلیت  هیدرولیز شدن و تولید قلیائیت دارند، می توانند به صورت غالب بر روی مراحل خاکسازی و ویژگی های خاک تاثیر گذارند.

در اقلیم های مختلف، تحت شرایط محیطی متفاوت میزان شوری و قلیائیت مواد مادری خاک ها و آب زیر زمینی ممکن است به صورت ناگهانی متفاوت باشد. شوری  و قلیائیت یک منطقه همچنین به طور قابل ملاحظه ای با سیستم های زراعی کاشت در منطقه مربوط می شود. بنابراین در توصیف حد و مرز مقادیر شوری و قلیائیت که خاکهای مبتلا به نمک را توصیف می کند، بایستی انعطاف لازم صورت گیرد همچنین شرایط محلی باید ملحوظ شود.

خاکهای سدیمی

این خاکها حاوی مقدار زیادی سدیم اضافی جذب شده هستند. وجود نمکهای محلول سدیمی که قابلیت هیدرولیز شدن و ایجاد قلیائیت شدید محلول خاک باعث بروز مشکل در رشد گیاه می شود و یا قلیائیت باعث ایجاد شرایط فیزیکی نامناسب در خاک شده که مانع تامین آب مورد نیاز گیاه می شود. در هر صورت ان مراحل باعث محدودیت رشد گیاه می شوند. و شرایط قلیایی باعث پراکنده شدن ذرات مجتمع و خاکدانه ها در خاک می شود این عمل باعث از هم پاشیدن ذرات خاک می شود و حفرات درشت را کاهش می دهد چنین شرایطی همچنین باعث کاهش نفوذ پذیری خاک می شود و شستشوی املاح سدیم از آن را دشوار می سازد خاکهای سدیمی اغلب فشرده و دارای ساختمان مکعبی یا توده ای است شخم زدن این خاکها در حالت خشک به سختی صورت می گیرد و در حالت مرطوب هدایت آبی پایینی را از خود نشان می دهد.

خاکهای شور

در بیشتر اقلیم ها عالیترین  انواع خاک های مبتلا به نمک خاکهای شور هستند. طبق تعریف، خاکهای شور حاوی مقادیر اضافی از نمک های محلول هستند. این خاکها اغلب در اقلیم خشک و نیمه خشک وجود دارند. در شرایط مرطوب نمکهای محلول موجود در مواد مادری خاک و نیز نمکهای حاصل از هوادیدگی کانی ها شسته می شود و وارد آب های زیر زمینی می گردد که توسط  جریان های آبی به اقیانوس ها انتقال می یابند.

در مناطق خشک شستشوی نمک ها و انتقال آنها به اقیانوس ناچیز است. شستشو  معمولاً موضعی است و نمک های محلول به نقاط دور دست حمل نمی شوند. این امر به دلیل کمبود  بارندگی در مناطق خشک است که برای شستشو و حمل نمک ها کافی است.

همچنین در این مناطق شدت زیاد تبخیر و تعرق گیاه باعث تجمع نمک های محلول در خاک و آب ها سطحی می شود.

هوادیدگی کانی های اولیه، یک منیع غیر مستقیم تولید نمکهای محلول است ولی شواهد کمی در مورد اینکه این منبع به تنهایی باعث تجمع نمک های محلول در خاک و تشکیل خاک های شور است نیز، در دست می باشد. خاکهای شور معمولاً در نقاطی  که نمک های محلول از سایر مناطق توسط آب، به آنجا حمل می شوند بوجود می آیند. شرایط مناسب زهکشی که ممکن است به دلیل پایین بودن نفوذ پذیری خاک و یا بالا بودن سطح آب زیر زمینی ایجاد شود، در مراحل شور شدن خاک دخیل است.

بالا بودن سطح آب زیر زمینی اغلب به وضعیت توپوگرافی محل مربوط می شود. زهکشی آب از اراضی بالا دست به دره ها و دشت ها ممکن است باعث بالا آمدن سطح آب زیر زمینی و نزدیک شدن به سطح خاک در اراضی پایین دست شود. پایین بودن قابلیت نفوذ پذیری خاک با جلوگیری از حرکت آب به عمق خاک، باعث ایجاد شرایط نامناسب زهکشی می شود. این مقاومت در حرکت آب ممکن است در اثر وجود بافت یا ساختمان نامناسب و یا وجود لایه های سخت شده در خاک باشد. به لایه های اخیر سخت کفه گفته می شود.

30 سانتی متر آب آبیاری در هر هکتار ممکن است حاوی 200 کیلوگرم تا 5 تن نمک باشد بنابراین در زمانی کوتاه مقدار قابل توجهی نمک ممکن است به اراضی تحت آبیاری افزوده شود.

در زمان اجرای اولین پروژه های آبیاری، به دلیل فراوان بودن آب، استفاده بیش از حد از آب به صورت میگرفت. چنین شرایطی باعث بالا آمدن  سطح آب زیر زمینی به فاصله 5/1 تا 8/1 متر به سطح خاک نزدیک شد، آب حاوی مقادیر مختلف نمک، از طریق لوله های موئین و تحت عمل کاپیلاری به منطقه ریشه صعود می کند. بنابراین آب زیر زمینی نظیر آبیاری باعث شور شدن خاک خواهد شد.

خاکهای شور را می توان به چند روش تعریف کرد. نمونه شاخص آن دارای افق تجمع نمک(سالیک) می باشد. این افق در بافت های درشت در فاصله 125 سانتی متری، در بافتهای متوسط در فاصله 90 سانتی متری و در بافتهای ریز در فاصله 75 سانتی متری از سطح خاک قرار می گیرد. خاک های شور حداقل در بخشی از عمق 25 سانتی متریسطح خاک، دارای هدایت الکتریکی (EC) بیشتر از 4 دسی زیمنس بر متر(ds/M) می باشند. خاک های شور همچنین دارای pH  برابر 5/8 یا کمتر (نسبت به 1:1 آب به خاک در گل اشیاع) در لایه فوق هستند. درصد سدیم تبادلی (ESP) در این خاکها در اعماق 125 سانتی متری (درخاکهای با بافت درشت) 90 سانتی متری (در خاکهای با بافت متوسط) و 75 سانتی متری (در خاک های با بافت ریز) کمتر از 15 می باشد. در افلب موارد میزان املاح در خاک های شور به مقدار قابل توجهی فراتر  از حد فوق بوده که مشکلاتی را برای خاک ایجاد می کند.

تشکیل خاک های شور

راه های متعددی برای تشکیل خاکهای شور وجود دارد که به شرح زیر است:1-در اثر هوادیدگی ناگهانی سنگهای مادری و عدم انتقال نمک در نتیجه کمبود بارندگی 2-نمک ها ممکن است  توسط باد از نقاط شور و خشک مجاور و یا ذرات ریز آب دریا به سایر نقاط منتقل شوند.3-انتقال نمکها از طریق آب زیرزمینی تحت تاثیر نیروی کاپیلاری4-تجمع نمک از طریق آبیاری خاک یا آب نامناسب. در مورد اخیر چنانچه روش های آبیاری نیز نامناسب باشد به تجمع بیشتر نمک کمک می کند.

چنانچه خاک های شور و تحت شرایط مرطوب ایجاد شوند.لایه سطحی آنها حاوی مقدار زیادی مواد آلی است، حال آنکه خاک های شور ایجاد شده در مناطق خشک از نظر مواد آلی فقیر است و معمولاً حاوی کمتر از 1 درصد مواد آلی می باشند. کمبود عناصر غذایی گیاه بالاخص (P2O5N) از دیگر ویژگی های اغلب خاک های شور است.

عوامل موثر در تشکیل خاکهای شور

_ اقلیم: اغلب خاکهای شور در اقلیم گرم و خشک تشکیل می شوند. خشکی، درجه حرارت بالا و شدت زیاد تبخیر باعث غالب شدن تبخیر بر زهکشی شده و در نتیجه عدم تعادل نمک را باعث می شود. شوری خاک  ممکن است تا 75 درصد بالغ شود و در برخی مناطق بسیار خشک و بیابانی نظیر شبه جزیره عربستان و شیلی سطح خاک توسط لایه ای از نمک به ضخامت بیش از 50 سانتی متر پوشیده شود.

خاکها در مناطق بیابانی با زمستان ها سرد نیز ممکن است بسیار شور باشند در این شرایط کاهش حلالیت بسیاری از نمک ها مهمترین عامل موثر شور شدن خاک است.

_توپوگرافی:اقلیم گرم و خشک به خودی خود برای تشکیل خاکهای شور کافی نیست هنگامیکه  سطح آب زیر زمینی عمیق و تبخیر از سطح خاک با میزان بارندگی برابر باشد. نمک ها در خاک تجمع نمی کنند چنانچه منطقه خشک در نقاط پست قرار گیرد که اطراف آن را کوه ها احاطه کرده باشند، جریان های زیر زمینی باعث حل کردن مقداری نمک می شود و آنرا به منطقه خشک وارد می کنند چون اغلب این آبها تحت فشار هستند، ممکن است به صورت آرتزین باعث اجتماع نمک در سطح و یا نزدیک سطح خاک شود.

_آبیاری و زهکشی:آب آبیاری اغلب حاوی انواع متفاوتی از نمک ها با غلظت های مختلف است کاهش آب در نتیجه تبخیر و تعرق ناچاراً باعث افزایش غلظت نمک ها در خاک به عواملی چون کیفیت آب آبیاری روش آبیاری و کفایت زهکشی بستگی دارد.

 

 

_طبیعت و اثرات بیولوژیکی خاکهای شور:

کلرید سدیم معمولترین نمک موجود در خاک های شور است. دیگر نمک های معمول کلریدهای کلسیم، پتاسیم و منیزیم است.نمک های سولفاته معمول در این خاک ها گچ و سولفاتهای سدیم و منیزیم است. در اغلب خاکها ترکیبی از انواع نمک ها مشاهده می شوداز آنجاکه حلالیت گچ در آب پایین تر از سایر نمک ها است لذا آب در خاک ممکن است حاوی غلظت بالاتری از دیگر گونه های نمک باشد.

با تجمع نمک ها فشار اسمزی محلول خاک  افزایش خواهد یافت. چنین واکنشی باعث کاهش فیزیولوژیکی عناصر غذایی و آب و گیاه خواهد شد. به عبارت دیگر با افزایش شوری،جذب آب و عناصر غذایی توسط ریشه به دشواری بیش تری صورت می گیرد.

اگر چه تحمل گیاهان نسبت به شوری یا یکدیگر متفاوت است. سرانجام غلظت نمک تا حدی بالا می رود که گیاه قادر خواهد به جذب آب از خاک نیست. از طرف دیگر تجمع آنیون ها و کاتیون ها در محلول خاک از جذب عناصر غذایی گیاه جلوگیری می کند(اثر آنتاگونیسی) بنابراین نسبت به یونهای مختلف در گیاه به طور ناخواسته دستخوش تغییر می شود. برخی اوقات تجمع بیش از حد نمک ها باعث ایجاد سمیت در گیاه می شود. برای مثال برکه در خاک های  شور_قلیا وجود دارد برای تعداد زیادی از گونه های گیاهی بسیار سمی به شمار می رود به خاطر چنین اثراتی قابلیت تولید خاک های شور بسیار  پایین است شوری خاک همجنین فعالیت میکروارگانیسم های خاک را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. چنانچه مقدار نمک در خاک به 3 درصد بالغ شود، فعالیت میکروراگانیسم ها به طور کلی متوقف می شود.

 

 

 

_اصلاح خاکهای شور

اصلاح کامل خاکهای شور و یا حفظ شوری کم اغلب از نظر علمی کاری بس دشوار و تا حدی غیر ممکن استو. هزینه های اصلاح، عدم کفایت زهکشی، گران بودن مواد اصلاح کننده خاک و کیفیت نامطلوب آب آبیاری از جمله عواملی هستند که در این راستا دخیل هستند. حتی  در جاهایی که آب به مقدار کافی جهت شستشوی اصلاح و آبیاری پیوسته موجود است اصلاح خاکهای یا خواص نامناسب فیزیکی چندان مقرون به صرفه نیست.

یکی سیستم زهکشی موثر شرط اصلی در اصلاح خاک های شور و جلوگیری ا تکرار مجدد مشکل شوری است. زهکشی خاک به سرعت کفایت آبی که از پروفیل خاک می گذرد بستگی دارد. این آب شامل آبهای جاری شده در سطح و نیز آب نفوذ کرده به عمق خاک است. بنابراین دو عامل زهکشی داخل خاک و نیز نفوذپذیری از جمله عوامل مهم به شمار می روند. نمک ها باید توسط آب اضافی آبیاری از خاک خارج شوند. آب نفوذ کرده در خاک،با گذشتن از خلل و فرج خاک باعث شستشوی نمک های موجود شده که در نهایت توسط کانال های تعبیه شده در مزرعه (زهکش) از خاک خارج می شود(در صورتی که سطح آب زیر زمینی عمیق باشد نیاز به حفر کانال است). در مناطقی که سطح آب زیر زمینی بالا باشد، توسط عمل فوق بایستی سطح سفره آب به عمق حدود 3 متر از سطح خاک افزایش یابد.

بیشترین مشکل در خاکهای شور مربوط به نمک های بسیار محلول است (نظیر Nacl و Mgcl2 و Cacl2 و Mgso4) کربناتهای کلسیم و منیزیم و گچ حلالیت کم داشته مشکل چندانی در رشد گیاه ایجاد نمی کنند. در طی زمستان سولفات سدیم نیز حلالیت نسبتاً پایین دارد. خاک ها حاوی مقدار زیای از این نمک هستند. بنابراین شستشوی خاکهای شور است، چندان راحت نیست.

چندین نمونه از عملیات موفقیت آمیز اصلاح خاکهای شور در دنیا وجود دارد قبل از دهه 1950 عقاید عمومی بر این بود که  کشاورزی آبی بد یوم است لذا همواره باعث شور شدن اراضی می شود. به هر حال نشان داده شد که اصلاح خاک های شور در مناطق خشک، امری ممکن و بس ارزشمند است همچنین ثابت شد که کشاورزی موفقیت آمیز در این گونه مناطق در گروه زهکشی مناسب است. بالطبع تنها خاکهایی که زهکش مناسب دارند، می توانند با به کارگیری روش های مناسب آبیاری شوند.

عملیات مدیریتی که به کنترل شوری اصلاح خاک کمک می کند شامل به کارگیری موارد زیر است:

1-انتخاب گیاهان مقاوم به شوری

2- استفاده از روشهای خاص کاشت که تجمع نمک را در اطراف بذر به حداقل ممکن کاهش می دهد.

3- به کارگیری روش های زارعی مناسب نظیر شخم و تهیه بستر  به شکلی که کمترین غلظت نمک را در خاک ایجاد کند و به جوانه زنی بذر آسیبی نرساند.

4-استفاده از مقدار بیشتر آب آبیاری به منظور رقیق کردن محیط و یا شستشوی نمک از محیط جوانه زنی بذر و ریشه.

5-استفاده از مقدار بیشتر آب آبیاری به منظور رقیق کردن محیط و یا شستشوی نمک از محیط جوانه زنی بذر و ریشه.

6- استفاده از مواد شیمیایی اصلاح کننده خاک نظیر سولفور، اسید سولفوریک، سولفاتهای آهن، گچ، پلی فسفات آمونیوم، پلی فسفات کلسیم و غیره به کارگیری یک روش اصلاحی برای همه خاک های شور مناسب نیست. بسیاری از شرایط موجود بایستی مد نظر قرار گیرند.منبع شوری، بافت خاک، شیب زمین، عمق سفره آب زیر زمینی قیمت و تهیه مواد اصلاح کننده نوع گیاه مورد نظر برای کاشت با توجه به اقلیم ارزش اقتصادی اراضی اصلاح شده و برخی دیگر از فاکتورها همگی از جمله مواردی هستند که قبل از اصلاح خاکهای شور و انتخاب روش صحیح بایستی مورد توجه قرار گیرند.بدیهی است روش های مختلف هدف واحدی را دنبال می کنند. هر روشی که به جلوگیری یا کاهش مضرات شوری موجود در ارتباط با رشد گیاه منجر شود اقتصادی خواهد بود.

_منبع خاک

اولین قدم در اصلاح خاک های شور، شناسایی منبع نمک است. سیستمهای موفق اصلاح، ابتدا عامل مشکل زا را کشف و سپس  به نابودی آن اقدام می کنند.

همانگونه که قبلاً ذکر شد شوری خاک از طریق کاملاً مشخص تامین می شود. برای انتخاب بهترین روش اصلاح خاک در شرایط موجود این راه ها باید شناسایی شوند. چنانچه کانال های انتقال آب از تشکیلاتی عبور کنند که دارای نمک های محلول باشند. مقداری از نمک در آب حل و وارد خاک آبیاری می شود در چنین شرایطی بهترین روش اندود کردن کانال های انتقال آب در مسیر دارای تشکیلات محلول است. بدیهی است چنین روشی که از آنجا که منبع تولید نمک را محدود می کند، بر هرگونه روش اصلاحی که بر روی خاک شور در اثر آبیاری اعمال شود،ارجحیت دارد.

برخی خاکها در عمق چند متری خود دارای لایه ای بسیار غنی از نمک هستند. در چنین شرایطی تلاش ها باید در جهتی صورت گیرد که از صعود نمک ها در اثر نیروی کاپیلاری به سطح خاک که برای رشد گیاه مضراتی ایجاد می کند، جلوگیری به عمل آید چنانچه عمق تجمع نمک در خاک به طور قابل توجهی پایین تر از سطح خاک باشد. زیان چندانی را متوجه رشد گیاه نخواهد کرد. حال آنکه اگر نمک های موجود در نزدیکی سطح خاک قرار داشته باشند، توسط نیروی کاپیلاری به منطفه ریشه وارد می شوند و از رشد گیاه جلوگیری می کنند.

چنین مثالهایی ارتباط بین روش ها اصلاحی و منبع شوری خاک را نشان می دهند.

 

 

 

_کاهش تبخیر

عامل مهم تجمع نمک در سطح خاک تبخیر است. نمک ها همراه با رطوبت در خاک حرکت می کنند. همانطوری که آب سطح خاک تبخیر می شود، توسط نیروی کاپیلاری آب بیشتری به سطح خاک صعود می کند و این پروسه تکرار می شود.بنابراین یک جریان دائمی از خاک تحت الارض به طرف سطح الارض بخصوص اگر سفره آب زیر زمینی نزدیک به سطح خاک باشد برقرار می شود آب بسیاری از نمکهای محلول را در خود حل می کند و به سطح خاک انتقال می دهد.

از آنجا که هیچکدام از نمک ها قادر به تبخیر شدن نیستند، لذا تبخیر آب باعث برجای ماندن نمک در سطح خاک می شود.

اگر خاک حاوی نمک هایی با حلالیت خیلی کم باشد، خطر چندانی ایجاد نمی شود. ولی خاک های مناطق خشک دارای مقدار کافی از نمک های محلول هستند که تبخیر شدید بر دشت بروز مشکل می افزاید چنانچه میزان تبخیر از سطح خاک کاهش یابد، تجمع نمک در خاک نیز به حداقل ممکن خواهد رسید.

در به کارگیری هرگونه روش اصلاحی خاک های شور سعی بر آن است تا حتی الامکان میزان تبخیر باعث انتقال و تجمع نمک در سطح خاک می شود خود مهمترین مشکل موجود است. در عمل روش های زیادی برای جلوگیری و کاهش تبخیر وجود دارد. این روش ها معمولاً به عملیات زراعی و شخم و شیار خاک مربوط می شوند.شخم زدن خاک باعث سست شدن آن می شود و ارتباط خاک رویی و زیرین را به حداقل می رساند. بنابراین حتی در صورت مرطوب بودن خاک زیرین، مقدار تبخیر از خاک سطحی ناچیز است این عمل بخصوص زمانی که پس از آبیاری صورت گیرد از آن جهت که شدت تبخیر در این زمان حداکثر است در کاهش تبخیر بسیار اهمیت دارد.

 

 

 

_کاشت گیاهان مقاوم به شوری

رها سازی اراضی بدون کشت باعث تجمع نمک در سطح خاک می شود کاشت برخی گیاهان حتی اگر خود گیاه چندان مرغوب  نباشد از آن جهت که نقش اصلاحی دارد مفید است به طور کلی رشد هرگونه گیاه در خاک بهتر از عدم وجود آن است در خاک های بسیار شور که گیاهان زراعی متداول قادر به رشد در آن نیستند.برای برخی علف های هرز مفید است و باعث افزایش آنها می شود به جای خالی بودن خاک از گیاه بهتر آن است که چنین گیاهان در خاک برویند.

هنگامی که علفهای هرز سطح خاک را پوشش دادند، آتش زدن آنها در محل باعث تجمع نمک حاصل از خاکستر بافت های گیاه در خاک می شود. چنین نمکهایی در ضمن رشد گیاه جذب می شوند. برخی گیاهان مقاوم به شوری مقدار زیادی از نمک ها را از خاک جذب می کند که در اثر برداشت محصول به طور دائم از خاک خارج می شوند. برخی از محصولات زراعی نظیر پنبه و جو از جمله گیاهان مقاوم به شوری هستند و در خاکهای شور رشد مطلوبی دارند این قبیل گیاهان می توانند در آخرین مراحل اصلاح خاک انتخاب و به کار گرفته شوند.

دیگر جنبه ها گیاهی عبارتند از:

1-توسعه واریته های گیاهان متحمل به شوری از طریق اصلاح نباتات،انتخاب، پیوند زدن و مقاوم سازی

2- استفاده صحیح و مناسب کودها و مواد اصلاح کننده جهت جلوگیری از تجمع بقایایی ناخواسته در خاک.

3-کنترل بیماریهای گیاهی، حشرات و دیگر آفت ها(گیاه سالم  مقاومت بیشتری نسبت به تحمل شوری دارد.)

4-کنترل علفهای هرز که در جذب  آب و  مواد غذایی با گیاهان زراعی در رقابت هستند.

 

 

_زهکشی

تنها راه دائمی اصلاح خاک های شور، آبشویی نمک های محلول و خروج آنها از خاک است. همانطوریکه نمک های محلول از خاک می شوند، توسط جریان آب زهکشی از آن خارج می گردند در مناطق پر باران پس از تعبیه زهکشی زیر زمینی زهکشی به طور طبیعی صورت می گیرد. در مناطق خشک و نیمه خشک جهت شستشوی نمک ها نیاز به آب اضافی در آبیاری است، بنابراین اصلاح خاک های شور معمولاً بدون کاربرد مواد اصلاحی و تنها از طریق آبشویی امکانپذیر است زهکشی زیر زمینی کافی، شرط لازم است.

از نقطه نظر عملی، زهکش های زیر زمینی در دو گروه قرار می گیرند. زهکشی مسکن یا پایین برنده عمومی سطح آب زیر زمینی و زهکش حائل. زهکش مسکن برای پایین بردن سطح آب زیر زمینی و زهکش حائل جهت قطع جریان آب زیر زمینی  و که در جهت شیب زمین از سایر منابع جریان دارد. به کار برده می شود در طرح ریزی زهکشی زیر زمینی، طراح باید شرایط نقاط مختلف را ارزیابی و آنگاه در انتخاب استفاده از زهکش مسکن یا حائل تصمیم گیری کند.

_سایر اعمال اصلاحی

دیگر اعمال مربوط به اصلاح خاک های شور به شرح زیر است:

1- آبیاری مکرر به منظور پایین نگه داشتن غلظت نمک در محلول خاک.

2- استفاده از مواد اصلاح کننده خاک نظیر گچ(Caso42H2O)  آهک(Caco3) گوگرد(S)  واسید سولفوریک (H2So4)

3-آبشویی و زهکشی کافی با طراحی سیستمهای زهکشی دقیق.

4-به کارگیری بهترین  سیستمهای آبیاری و جلوگیری از هد روی و نشست آب، به طوریکه مقرون به صرفه باشد.

5-غرقاب کردن اراضی حداقل یکبار در سال، در صورتیکه از سیستمهای آبیاری بارانی یا قطره ای استفاده شود.

6- افزایش مواد آلی به خاک و شخم زدن آن همراه با بقایای گیاهی به منظور افزایش نفوذ پذیری و آبشویی موفقیت آمیز خاک.

7-پایین بردن سطح سفره آب زیر زمینی از طریق پمپ کردن و یا زهکشی به منظور جلوگیری از تجمع نمک در سطح خاک.

8-مدیریت صحیح و استفاده بهینه از آب و جلوگیری از هدر روی آن، که برای گیاه و شستشوی نمک ها ضروری است.

9-برنامه ریزی دقیق به منظور استفاده بهینه از منابع آب موجود.

10-شخم و شیار و تخریب سله خاک به منظور جلوگیری از تبخیر شدید و در نتیجه تجمع نمک ها در سطح خاک.

_نمک هایی از شدت زدودن نمک

آنچه در حوالی سالت لیک سیتی در یوتا انجام شد، نمونه خوبی از زدودن نمک از خاک است. این عملیات در 1902 بر روی 2/16 هکتار از مزارع منطقه آغاز شد در پایان 1903 مجموعاً 141534 متر مکعب معادل 52% از آب مصرفی از طریق زهکش ها خارج شئ این آب حدود 3600 تن نمک را از خاک خارج کرده بود که علاوه بر مقدار نمکی است که توسط آب به بخش های عمقی خاک انتقال داده شده است.

نمونه دیگری مربوط به پروژه ای است که قبل از انجام زهکشی سطح آب زیر زمینی در فاصله 61 سانتی متری از سطح خاک قرار داشت. نمک ها در سطح زمین تجمع یافتند و هیچ محصول با ارزشی در آن رشد نمی کرد مقدار متوسط نمک از سطح تا عمق 122 سانتی متری خاک برابر 25/2 درصد بود. با تعبیه سیستم زهکشی در منطقه در اولین ماه، آب اضافی از خاک خارج شد تا آنجا که سطح آب زیر زمینی تا محل قرار گرفتن زهکش ها پایین رفت در پایان ماه مقدار نمک در خاک به حد 1 درصد کاهش یافت. سطح خاک شخم زده شد و پس از آبیاری به طور محدود کنترل شده، عملیات کاشت صورت گرفت. با این حال، علیرغم وجود زهکش ها افزایش درجه حرارت در تابستان باعث فزونی تبخیر شد به طوری که متوسط مقدار نمک تا عمق 122 سانتی متری از سطح خاک به 28/1 درصد افزایش یافت.

در مجاورت یک منطقه بایر آبیاری نشده، اراضی زهکشی شده ای وجود داشت که متوسط همه جانبه شرایط موجود و نیز استفاده از سیستم زهکشی به تنهایی است.

_نتایج

درجه حرارت بالا در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک، باعث افزایش تبخیر و تجمع نمک ها در سطح خاک میشود. وجود لایه های سخت(نظیر پتروکامیک با دیگر لایه های سیمانی شده) یا افق های سخت شده آهکی در اعماق مختلف خاک و کمبود  بارندگی جهت شستشو از جمله عواملی هستند که باعث تجمع نمک در خاک می شوند. سیستم های جدید آبیاری، در صورت عدم مدیریت صحیح، باعث افزایش نمک خاک می شوند میلیون ها هکتار از اراضی جهان به شدت شور هستند به طوریکه قادر به تولید  اقتصادی محصولات نیستند و هر ساله اراضی بیشتری در اثر تجمع نمک ها در خاک از قابلیت بهره وری خارج  می شود.

شوری خاک مشکلی است که اخیراً در تمامی اراضی تحت آبیاری بدون آبیاری و مراتع در سراسر جهان به چشم می خورد. خاک های شور همراه با خاکهای غیر شور  پراکنده هستند بنابراین  زارعین ناچارند اراضی شور را نیز همراه خاک های غیر شور کشت و کار کنند بنابراین کشاورزان امکان برداشت محصول از تمامی اراضی کاشت شده را نخواهند داشت و افزایش هزینه های عملیاتی باعث کاهش رغبا به کشاورزی خواهد شد. بنابراین اصلاح یا به حداقل رسانیدن اثرات شوری در خاک از ضروریات است. در انجام این وظیفه هر دو عامل خاک گیاه به اندازه کیفیت و کمیت آب مصرفی باید مد نظر قرار گیرد.

لازم به یاد آوری است که حتی ساده ترین طرحهای شوری زدایی اراضی بایستی شامل روش منطقی جهت کنترل آب آبیاری، فرایندهای آبشویی نمک ها از خاک و انتخاب گیاهان متحمل به شوری باشد. این اعمال حداقل شروط لازم برای اطمینان از موفقیت کار است. به علاوه در بسیاری از مناطق کانال های آبیاری موجود سیستم آبیاری و حتی کرتبندی اراضی به منظور ایجاد سیستم زهکشی مناسب و توزیع صحیح آب آبیاری بایستی مورد تجدید نظر قرار گیرند.

_تنش شوری

تنش شوری از تنشهای غیره زنده مهم است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه کیفیت محصول دارد. از مشخصه های یک خاک شور ، سطوح سمی کلریدها و سلفاتهای سدیم می باشد. مساله شوری خاک در اثر آبیاری، زهکشی نامناسب، پیشروی دریا در مناطق ساحلی تجمع نمک در نواحی بیابانی و نیمه بیابانی در حال افزایش است. شوری برای رشد گیاه یک عامل محدود کننده است بدان سبب که باعث ایجاد محدودیتهای تغذیه ای از طریق کاهش جذب فسفر،پتاسیم، نیترات . کلسیم افزایش غلظت یونی درون سلولی و تنش اسمزی میگردد. در شرایط وقوع شوری، یونهایی مثل Na+ و Cl- به داخل لایه های هیدراسیونی پروتئینها نفوذ کرده، سبب اختلال در کار این پروتئینها می گردند. مسمومیت یونی تنس اسمزی و کمبود مواد مغذی که در شرایط وقوع شوری رخ می دهد سبب به هم خوردن توازن متابولیکی و در پی آن تنش اکسیداتیو می گردند. مکانیزمهای تحمل شوری را می توان به هموستازی (شامل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی)کنترل صدمات ناشی از تنش (جبران صدمات و خنثی سازی مسمومیت) و تنظیم رشد دسته بندی کرد. تلاشهای زیادی برای درک مکانیزمهای تحمل شوری صورت گرفته است.موفقیت برنامه های اصلاحی با هدف نهایی بهبود عملکرد محصول، بخاطر فقدان درک روشنی از اساس ملکولی تنش شوری تا کنون چندان چشمگیر نبوده است پیشرفتهای اخیر در زمینه آنالیز موتانهای غیر تحمل به شوری در گیاه مدل اربیدوپسیس و کلونه سازی ملکولی لوکوسهای ژنی مربوطه، تا حدودی به روشن شدن مکانیزم پیغام دهی تنش شوری و تحمل شوری در عالم گیاهی کمک نموده است.



تاريخ : یکشنبه چهاردهم آبان 1391 | 20:12 | نویسنده : اشکان |

در یونان قدیم و در مصر باستان در معبد ‍ژوپیتر برای کسانی که تازه ازدواج می کردند، برگ و شاخه های گردو را زیر پایشان می انداختند وبر این باور بودند که عروس و داماد از قید جادو و طلسم رها شده و خوشبخت زندگی خواهند کرد.
برابر بررسی های دیرین شناسی گیاهی و گرده شناسی در روی کره ی زمین، گونه های مختلف گردو از زمان های بسیار قدیم به ویژه از دوران سوم زمین شناسی وجود داشته است.
و از دوران چهارم زمین شناسی به بعد آثار درخت گردو از جمله گرده ی آن در کشورهای اروپای شرقی به دست آمده است .
منشاء درخت گردو را اسیای غربی و نواحی هیمالیا می دانند . در ایران نیز گردو در جنگلهای شمال از استارا تا گلی داغ در جلگه و ساحل تا ارتفاع۲۲۰۰ متر از سطح دریا انتشار دارد و به طور پراکنده یا کم و بیش انبوه در جنگلها از جمله جنگلهای غرب و در راه سنندج به مریوان به طور خودرو دیده می شوند ولی وحشی بودن آن در ایران مشکوک است.
احتمالا کهن ترین درخت گردو در ایران در "اورگان" شهر کرد وجود دارد. برابر نوشته ای که از نزدیک این درخت از زیر خاک بدست آمده است، تاریخ کاشت آن به زمان یزدگرد ساسانی و حدود۱۴۰۰ سال پیش می رسد.
طبقه بندی گیاهی
گردو با نام علمیJuglans از خانواده ی Juglandaceae است. نام علمی این جنس از کلمه لاتین Jovis-Glans به معنی فندق ژوپیتر گرفته شده است.
انواع این درخت در چین ،ژاپن،فرانسه و آمریکا کشت می شود مهمترین گردوهای موجود دردنیا معروف به گردو ی ایرانی است . زیرا ابتدا از ایران به خاور میانه و از آنجا به یونان و روم و سپس به انگلستان و بعد به امریکا برده شده است. گردو ی ایرانی تنها گونه ای از این خانواده است که مغز آن از نظر خوراکی مصرف اقتصادی دارد .
گردوی معمولی درختی است یک پایه که بلندی آن از ۱۰ تا ۲۵ متر متغییر است،گردو دارای برگهای مرکب شانه ای است و درختی یک پایه است که گلهای نر و ماده روی یک درخت به صورت جدا گانه ظاهر می شوند.
گامت های ماده گردو دگر گشن است گرده افشانی آن به وسیله باد انجام می شود و حشرات در آن نقشی ندارند.
پراکنش جغرافیایی
درخت گردو از درختان بسیار با ارزش و از پهن برگان است که در بسیاری از نقاط جهان در نیمکره شمالی از مرکز تا شرق اروپا و قفقاز و شمال و مرکز ایران تا دامنهای هیمالیا و کشور چین و ژاپن و همچنین گونه هایی از آن در آمریکای شمالی و جنوبی به طور طبیعی می رویند و کاشته می شوند. تنها جنگل طبیعی باقی مانده از این محصول در دنیا هم اکنون در قرقیزستان و در شرایط بسیار خوب موجود است .
در ایران کاشت گردو از دره گز و مغان در شمال کشور تا اقلید فارس در جنوب و از ارتفاعات جنوب غربی ارومیه تا کوه تفتان در جنوب شرقی بین طولهای جغرافیایی ۴۵تا ۶۵ درجه به خوبی می رویند ولی بهترین بازدهی مربوط به باغهایی است که در ارتفاعات دامنه های البرز، خراسان ، آذربایجان و دامنه های زاگرس ( به ویژه تفرش،گلپایگان و تویسرکان ) قرار دارند . همچنین اطراف کوههای لاله زار و جبال بارز منطقه ایاست که از مراکز عمده گردو کاری کشور به حساب می آید.
ارقام
گردوهایی که در نقاط گردو خیز ایران کاشته شده اند از گونه گردی معمولی یا Juglans هستند. رقم های این گونه از نظر باغبانی هنوز کاملاٌ مشخص نشده اند. این گردوها در نقاط مختلف ایران با نام های گونگون محلی نامیده می شوند.
با وجود تفاوت های ظاهری ،ممکن است برحی از انواع ،رقم واحدی باشند ولی نام های گوناگون داشته باشند. با این توصیف مهمترین انونع گردو که در ایران کاشته می شوند عبارتند از :
گردوی کاغذی ، سنگی ، ماکویی ، سوزنی ، نوک کلاغی ، ضیا آبادی ، خوشه ای ،سبزوار ،
آمیخته خراسان ،مازندران ، شهمیرزاد ، قزوین و طالقان ، آذربایجان ، همدان وتویسرکان ، سایر مناطق .
سطح زیر کشت گردو در جهان
بر اساس اطلاعات سازمان خواربار جهانی (FAO) در سال ۱۹۷۷، سطح زیر کشت گرئو جهان ۵۱۸۴۹۰ هکتار بوده است که نسبت به سال گذشته یک درصد کاهش ونسبت به سال ۱۹۸۸(سال پایه) ۲۲درصد افزایش داشته است .
از سال ۱۹۸۸تا۱۹۹۷در یک دوره ده ساله سطح زیر کشت گردو در جهان بهطور کلی سیر صعودی داشته است . در آغاز دوره مورد بررسی (سال پایه) سطح زیر کشت گردو جهان ۴۲۳۲۷۱ هکتار بوده که در سال ۱۹۹۷به ۵۱۸۴۹۰ هکتار رسیده است. دراین دوره سطح افزایشی برابر ۲۲درصد و مقدار تولید افزایشی برابر ۲۷درص-د نشان می دهد.
در بین کشورهای جهان چین با دارا بودن ۱۶۰۰۰۰ هکتار اراضی زیر کشت گردو به تنهایی حدود ۳۱ درصد از کل اراضی زیر کشت گردو را به خود اختصاص داده ومقام اول را داراست . پس از آن آمریکا با ۶۸۸۰۰ هکتار ، ترکیه با ۵۷۴۵۰ هکتار وایران با ۴۱۷۶۶ هکتار به ترتیب مقام های دوم تا چهارم را به خود اختصاص می دهند .
سطح زیر کشت گردو در ایران
براسا س آخرین اطلاعات موجود ، سطح زیر کشت گردو در ایران در سال زراعی ۷۶-۷۵ برابر ۴۱۷۶۶ هکتار بوده است که نسبت به سال زراعی گذشته حدود ۱۷ درصد ونسبت به سال پایه ۲۵۹ درصد افزایش نشان می دهد .
سطح زیر کشت گردو در ده سال مورد بررسی به طور کلی سیر صعودی داشته است ، در آغاز دوره (سال پایه) سطح زیر کشت گردو ایران ۱۱۶۴۴ هکتار بوده که درسال زراعی ۷۶-۱۳۷۵به ۴۱۷۶۶ هکتار رسیده است .
بر اساس آمار موجود در سا ل ۱۳۷۶ بیشترین سطح زیر کشت در استان کرمان با ۵۱۷۱ هکتار که ۴/۱۲ درصد از سطح زیر کشت گردو کشور می باشد پس از کرمان که مقام اول را از این نظر دارا است استان های همدان ، قزوین ف آذربایجان شرقی ، کرمانشاه ، خراسان و فارس به ترتیب دوم تا هفتم را به خود اختصاص داده اند. استان سیستان وبلوچستان با ۵ هکتار کمترین سطح زیر کشت گردو در کل کشور را دارد. کرمان ، همدان ، قزوین ، آذربایجان شرقی ،کرمانشاه ،خراسان و فارس جمعاٌ ۵۴ درصد از سطح زیر کشت گردو کل کشور را داشته و مهمترین مناطق کشت گردو به شمار می آیند .
تولید گردو در جهان
بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده از سوی سازمانم خوار بار جهانی مقدار تولید گردو جهان درسال ۱۹۹۷ برابر ۱۰۹۷۰۶۴ تن بوده است که نسبت به سال قبل ۲/۲ درصد و نسبت به سال پایه (۱۹۸۸) ۲۷ درصد افزایش نشان می دهد .
در بین کشورهای جهان ، ده کشور هر یک بیش از ۲۰۰۰۰ تن گردو در سال ۱۹۹۷ تولید کرده اند که دربین آنها آمریکا با تولید ۲۴۴۰۰۰ تن ، رتبه اول راداراست. این کشور به تنهایی ۲/۲۲ درصد گردو جهان را تولید می کند. پس از آمریکا ، چین با تولید ۲۴۰۰۰۰ تن دومین کشور عمده تولید کننده گردو جهان به شمار می رود .
ایران با تولید ۱۲۴۸۷۲ تن ، ۴/۱۱ درصد از تولید گردو جهان را دارا است و مقام سوم را به خود اختصاص داده است.
در بین کشورهای عمده تولید کننده گردو جهان ، میزان تولید سال ۱۹۹۷ نسبت به سال گذشته در کشورهای آمریکا ، چین ، ایران و فرانسه افزایش و در کشورهای رومانی ، هند ویونان کاهش تولید وجود داشته و در بقیه کشورها تولید تغییری را نشان نمی دهد .
تولید گردو در ایران
در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ میزان تولید گردو در کشور ۱۲۴۸۷۲ تن است که نسبت به سال گذشته ۳/۱۰ درصد افزایش و نسبت به سال پایه ۲۳۰درصد افزایش داشته است .
میزان تولید گردو کل کشور در ده سال مورد بررسی از ۳۷۸۲۱ تن آغاز شده وبه ۱۲۴۸۷۲ تن رسیده است . کمترین میزان تولید گردو کل کشور در سال زراعی ۶۷-۱۳۶۶ بوده که این روند از ابتدای دوره مورد بررسی سیر صعودی داشته تا اینکه در سال ۷۶-۱۳۷۵ به رقم ۱۲۴۸۷۲ تن رسیده است.
براساس آمار موجود در سال ۱۳۷۶ بالاترین مقدار تولید در استان همدان با تولیدی برابر ۲۰۱۷۵ تن می باشد که ۱۶درصد از تولید کل کشور را به خود اختصاص داده است و پایین ترین مقدار با ۲۰تن از تولید کل کشور مذبوط به استان سیستان وبلوچستان است .
پس از همدان ، استان فارس از نظر تولید گردو در مقام دوم قرار دارد که با احتساب تولید استان های آذربایجان شرقی ، تهران ، کرمان ، قزوین ، کردستان ، کرمانشاه و خراسان جمعاٌ ۷۲درصد از تولید کل کشور را به خود اختصاص داده اند و مهمترین مناطق تولید به شمار می آیند.
عملکرد گردو در جهان
درسال ۱۹۹۷ براساس اطلاعات به دست آمده از فائو ، متوسط عملکرد گردو در جهان ۲۱۱۶ کیلوگرم در هکتار بوده است که نسبت به سال قبل با ۷۲ کیلوگرم (۵/۳درصد ) ونسبت به سال ۱۹۸۸ (سال پایه) با ۷۲ کیلوگرم افزایش ، ۵/۳ درصد رشد داشته است .
در بین کشورهای عمده تولید کننده گردو در سال ۱۹۹۷ کشور رومانی با متوسط تولید ۱۴۱۳۶ کیلوگرم در هکتار بالاتریت عملکرد را به خود اختصاص داده است و نسبت آن به عملکرد جهانی ۶۶۸ درصد بالاتر است. پس از رومانی ، آمریکا با تولید ۳۵۴۷ کیلوگرم در هکتار در جایگاه دوم قرار دارد . کشورهای ایران و اکراین نیز به ترتیب با عملکردهای ۲۹۹۰ و۲۳۴۱ کیلوگرم در هکتار دررتبه های بعدی قرار گرفته اند که بالاتر از عملکرد جهانی بوده است .کشور هند با متوسط تولید ۸۶۸ کیلوگرم در هکتار پایین ترین عملکرد را در بین کشورهای عمده تولید کننده این محصول به خود اختصاص داده است .
در سال ۱۹۹۷ عملکرد در هکتار گردو ایران ۲۹۹۰ کیلوگرم بوده که نسبت به متوسط جهانی ۱۴۱ درصد بوده است.
عملکرد گردو در ایران
عملکرد در هکتار گردو کل کشور در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ ، ۲۹۹۰ کیلوگرم بوده که نسبت به سال گذشته ۵/۵ درصد و نسبت به سال پایه (۶۷) حدود ۸ درصد کاهش داشته است .
در دوره ده ساله مورد بررسی ، بیشترین مقدار عملکرد گردو با ۴۲۶۶ کیلوگرم به سال زراعی ۷۲-۷۱ وکمترین آن با ۲۹۶۱ کیلوگرم به سال زراعی ۶۸-۱۳۶۷ مربوط است .
دربین استان های کشور در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ بالاترین تولید در واحد سطح با ۸۰۰۰ کیلوگرم مربوط به استان خوزستان وپایین ترین آن با ۶۰۳ کیلوگرم متعلق به استان قم بوده است.
آب وهوا
درخت گردو درطول تابستان و زمستان نسبت به گرما و سرمای بیش از حد حساس است. در طول دوره خواب زمستانه ، گردو می تواند سرمای ۱۱- درجه سانتی گراد را بدون خسارت جدی تحمل کند ولی پس از شروع رشد ، سرمای ۲- تا ۳- درجه سانتی گراد موجب از بین رفتن برگها ، شاخه ها و گلها شده ودر نتیجه محصول کاهش می یابد. به علاوه شاخ و برگ درختانی که تا اواخر پاییز به رشد خود ادامه می دهند در معرض خسارت سرما قرار می گیرد. مقاومت ارقام مختلف گردو نسبت به سرما متفاوت است.
دمای بالاتر از ۳۸ درجه سانتی گراد موجب آفتاب سوختگی پوست سبز و چروکیدگی مغز گردو می شود و گاهی اوقات نیز میوه ها پوک می شوند. در رطوبت نسبی کم و دمای بالاتر از ۴۰ درجه سانتی گراد ، به گردو خسارت جدی وارد می شود. دمای پایین تابستان نیز مناسب نیست زیرا موجب می شود میوه ها به اندازه کافی پر نشود . هوای خنک در طی فصل رشد ، برداشت محصول را به تاخیر انداخته و در نتیجه باغداران متضرر می شوند. بنابراین هوای خنک و فصل رشد کوتاه از عوامل محدود کننده پرورش گردو هستند. گردو نیز مانند سایر میوه ها مناطق معتدله در زمستان به مقدار سرمای معینی نیاز دارد تا خواب آن برطرف شود که به این ترتیب در بهار رشد رویشی و گلدهی کافی خواهد داشت. در صورت عدم وجود سرمای کافی ، بازشدن جوانه ها و گلدهی نامنظم شده وبه تاخیر می افتد واین موجب کاهش محصول و خشک شدن سر شاخه ها می شود. نیاز سرمایی ارقام مختلف گردو متفاوت است.
بارندگی
بارندگی و رطوبت در اواخر فصل بهار و در تابستان موجب افزایش شیوع بیماری بلایت گردو می شود ولی ارقامی که برگهای آنها دیرتر ظاهر می شود ، معمولاً ا ز آلودگی مصون می مانند. در صورتی که میزان بارندگی سالیانه حدود ۸۰۰ میلی متر باشد می توان درخت گردو را با موفقیت کاشت ولی در مناطق خشک تر آبیاری تکمیلی نیز ضروری است. در شرایط آب وهوایی بسیار خشک احتمال دارد که درختان رشد مطلوبی داشته باشند ولی میوه ها به خوبی پر نمی شوند. درختان گردو نسبت به شرایط نامطلوب سازگار هستند. مشاهده شده است که در شرایط نامساعد محیطی ، پرورش درختان گردو به صورت درختچه از نظر سازگاری مناسب بوده است.
خاک
قبل از کاشت گردو ابتدا باید خاک رویی ، خاک زیرین ، زهکشی ، واکنش شیمیایی خاک (pH) و قابل استفاده بودن عناصر مختلف مورد آزمایش قرار گیرد. تجزیه خاک رویی وخاک زیرین اطلاعات مفیدی در مورد وضعیت خاک به دست می دهد. خاک رویی باید حاصلخیز بوده و زهکشی خوبی داشته باشد. گردو در مقایسه با سایر میوه های معتدله که معمولاً در خاک هایی با اسیدیته کم رشد می کنند ، به خاک خنثی نیاز دارد. میزان اسیدیته خاک در قابل جذب بودن مواد معدنی مؤثر است.
اکثر عناصر معدنی در دامنه اسیدیته ۶ تا ۷ برای گیاه قابل جذب است. معمولاً در مناطق سرد واکنش شیمیایی خاک اسیدی است که با اضافه کردن آهک ، می توان آنرا افزایش داد. غیر از خاک رویی ، وضعیت خاک زیرین نیز برای گردو اهمیت دارد زیرا ریشه های آن تا عمق ۳ متری خاک نفوذ می کنند. خاک زیرین باید عاری از سنگ ، رس سفت و لایه های غیر قابل نفوذ که رشد ریشه را محدود می کنند باشد. درخت گردو خاک فقیر ، خاک سطحی و خاک خشک را بهتر از شرایط آب وهوایی نامساعد تحمل می کند. در ضمن خاک باید عاری از نماتد های مولد زخم ریشه و بیماریهای قارچی باشد


تاريخ : یکشنبه هفتم آبان 1391 | 17:55 | نویسنده : اشکان |
 

موضوع گرمایش در گلخانه

 

محيط گلخانه معمولاً به وسيله هواي داغ، آب داغ يا بخار گرم مي شود. گاهي اوقات گرما به صورت تكميلي توسط گرمكن هاي الكتريكي تامين مي شود. انتخاب منبع حرارتي بايد با توجه به هزينه اوليه تجهيزات و هزينه عملياتي انجام گيرد. گرمكن هاي الكتريكي هزينه اوليه كمي داشته اما معمولاً هزينه عملياتي بسيار بالايي دارند. گرمايش به وسيله آب داغ يا بخار از لحاظ هزينه نصب گران است؛ اما هزينه عملياتي كمي دارد. گرمايش به وسيله هواي داغ با استفاده از گاز طبيعي يا نفت به عنوان سوخت به طور گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرد. زغال سنگ و چوب هم مي تواند به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گيرد. البته هر كدام به مديريت دقيقي نيازمند است.

بايد توجه داشت كه هرنوع گرمكن احتراقي براي جلوگيري از انباشت گازهاي نامطلوب، كه موجب از بين رفتن گياهان مي شود، دريچه اي به خارج گلخانه داشته باشد.
بهترين گرمايش در حالتي انجام مي شود كه از كف صورت گيرد؛ چرا كه به طور طبيعي هواي گرم به سمت بالا مي رود. گياهان اغلب داراي دماي مخصوص متوسطي براي رشد ايده آل مي باشند. در جدول زير محدوده هاي دمايي توصيه شده براي چندين محصول متداول گلخانه اي آمده است. دماي شبانه داراي بيشترين اهميت است. با اين وجود دماي روزانه بالا مي تواند موجب از بين رفتن محصولات گلخانه شود.
دماي روزانه و شبانه توصيه شده براي چند محصول متداول گلخانه اي

دماي روزانه و شبانه توصيه شده براي چند محصول متداول گلخانه اي

محصول دمای شب - فارنهایت دمای روز - فارنهایت
گوجه فرنگي 66 - 60 80 - 70

کاهو

55 78 - 70
خیار 65 80
فلفل 62 80 - 70
گل داودی 63 - 62 80 - 75
گل شمعدانی 60 - 55 75 -



تاريخ : شنبه ششم آبان 1391 | 13:2 | نویسنده : اشکان |
نکات قابل توجه در کشت خیار گلخانه ای

نکات قابل توجه در کشت خیار گلخانه ای






 

انتخاب زمان کشت خيار
قبل از هر اقدامی در مورد کشت خيار ابتدا بهتر است اطلاعاتی از قبيل آمار هواشناسی منطقه نظرات و تجربيات مهندسين کشاورزی و کشاورزان با تجربه و مهمترين مورد قيمت اين محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نماييد زيرا زمان کشت در بهره برداری محصول تاثير مستقيم داشته و باعث بالا رفتن روحيه کار و تلاش می گردد. مثلا در مناطق جنوبی کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پايان می يابد. و در مناطق شمالی و مرکزی کشور که در آذر ماه و دی ماه دارای هوای ابری و سرد می باشند زمان کشت را به نحوی انتخاب می کنند که اين زمان يا آخر فصل برداشت و يا آغاز کشت باشد . به طور کلی زمان هايی که شرايط جوی نامساعد است بايد از دوره کشت حذف گردد و اگر چنين کاری صورت نگيرد و زمانهای نامساعد در ميان زمان برداشت قرار گيرد کشت با مشکلات عديده ای روبرو می شود.

 

 


انتخاب بذر خيار
بعد از انتخاب زمان کشت بايد بذر مناسب و خوبی انتخاب کنيم که بر اساس تقسيم بندی اقليم های مناسب صورت می گيرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و يا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پيشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقليم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واريته های پرگل که محصول زيادي در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شايان ذکر است که بسياری از کشاورزان بدون توجه به نوع واريته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمايند که مناسب حال آن بذر نيست در نتيجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غريب می نمايد.کشاورزانی که آشنايی با خواص واريته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن اين است که واريته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زيادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائيزه انتخاب می کنند. با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زيادی ميوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ريز ماندن ميوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گياه تحميل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن ميوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بيشتری برداشت می شود.


نحوه کشت خيار
پس از انتخاب بذر بايد فکر نحوه کشت باشيم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. يکی کشت مستقيم و کشت به صورت خزانه که از اين دو راه به خاطر صرفه جويی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بيشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گيری کرد. برای کشت مستقيم زمين بايد رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زير و روی بذر به مقدار مورد نياز بيته موس ريخته شود.
بهترين خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبيعی به نام بيته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ايرانی آن يافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سينی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرايط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخير ايجاد می شود و ثانيا در جريان رشد گياه نيز اختلالاتی پديدار خواهد شد. توصيه می شود اين نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمين و يا گلدان در يک پارچه نخی و يا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. بايد دقت کرد قبل از اين کار بذرها ابتدا در آب ولرم خيسانده شوند از طرفی بايد مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گياه جوان بدون آفت و بيماری به زمين منتقل شود.

انتقال نشاء خيار
وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند بايد آنها را به زمين گلخانه منتقل کنيم.بدين منظور حفره هايی که با فاصله معين و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبيه می کنيم که دقيقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سينی نشاءمی باشد. آنگاه با احتياط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهيم.در اينجا بايد مراقب باشيم تا به ريشه ها آسيبی وارد نيايد. بعد از انتقال نشاء به زمين آبياری را شروع می کنيم . به ياد داشته باشيم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نبايد از حد معمول تجاوز کند زيرا در اين صورت است که ريشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبيعی باز می ماند و در نتيجه گياه از ابتدا ضعيف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت.

تراکم بوته های خيار
به منظور دستيابی به بيشترين برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهميت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر اين باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بيشتر باشد محصول بيشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واريته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واريته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گيرند که در اين مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که اين کار دلايل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان ميزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اينکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند بايد به گونه ای کاشت شوند که به روی يک ديگر کمتر سايه بياندازند و به عبارتی ديگر موجب جلوگيری از تابش نور کافی به گياه نشوند از طرفی در فصول سرد ميزان غذا رسانی خاک به ريشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنين وضعيتی زياد باشد طبيعی است که به ريشه مواد کافی نخواهد رسيد.


آبياری اوليه خيار
برای آبياری گلخانه بهتر است از سيستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنيم.در اين روش که بهترين نوع آن استفاده از نوارهای آبياری است که از حدر رفتن آب جلوگيری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبياری گياه خواهيم پرداخت زيرا آبياری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنين رطوبت گلخانه مواد غذايی در خاک را شسته و دسترسی ريشه را به اين مواد کم کرده.شايان ذکر است که آبياری گياه بر اساس سن گياه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نيازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت بايد به طور يکنواخت و دوره های منظم آبياری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبياری کمتر و فاصله زمانی بين آن نيز کمتر خواهد بود. توصيه می شود در هنگام آبياری زمين را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهيم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبياری رعايت نماييد به عبارت ديگر برای تناوب آبياری٬ زمانی اقدام به آبياری نماييد که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسيده باشد ضمنا اين را هم بدانيد که گياه خيار در زمانی که به گلدهی می رسد نياز بيشتری به آب دارد.
برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اينکه گياه جوان ۴ برگ حقيقی خود را کامل کرد بايد يک دوره تشنگی به گياه داد.چون اعتقاد دارند ريشه گياه در حالت تشنگی به طور طبيعی به دنبال يافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و اين حرکت ريشه باعث افزايش حجم ريشه می شود. به هر حال گياه پس از دوره تشنگی و آبياری پس از آن رشد سريعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته بايد نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سيم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سريع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائين نخ ها را به سيم مهار در پائين گياه بست و يا اينکه نخ اضافه را به دور قرقره های سيمی پيچانده و بر روی سيم مهار قرار داد و يا اينکه به وسيله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گياه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گياه برقرار نمود شايان ذکر است که نبايد در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زيرا غفلت در اين کار باعث شکستن ساقه گياه می شود و سبب آسيب جدی به گياه خواهد شد.

آبیاری خيار
آبياری گلخانه برای خاک های سبک می تواند به روش نشتی باشد يعنی با ايجاد جوی و پشته آبياری صورت می گيرد. در صورت استفاده از سيستم های قطره ای که با لوله های مخصوص صورت می گيرد نيازمند يک محاسبه دقيق هستيم زيرا معمولا وسط خط لوله از فشار آب کمتری برخوردار است و به اين علت آبياری به صورت يکنواخت انجام نمی شود.آبياری قطره ای بايد به صورتی باشد که پيازرطوبتی بين دو قطره چکان به يکديگر متصل شود . همانطور که می دانيد روزانه مقدار معينی اب زمين تبخير می شود که بايد در موقع مناسب تامين گردد.در صورتی که نسبت به آب يک منطقه مشکوک باشيم با آزمايش آب تصميم نهايی را اتخاذ می کنيم مقادير مجاز EC در آب براساس ميلی موس تامين می شود EC کمتر از ۱ بسيار خوب EC بين ۱ تا۲ مناسب و EC ۲ تا ۳ کمی زياد EC ۳ تا ۴ زياد و EC بالاتر از ۴ بسيار زياد غير قابل قبول می باشد.

هرس اولیه خيار
در بته خيار تا زمانی که ارتفاع گياه به ۳۰ سانتی متر نرسيده هيچگونه هرسی را انجام نمی دهيم . اما پس از اينکه بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسيد شاخه های فرعی و ميوه و گلهای آن را به تدريج حذف می کنيم. با اين کار به گياه اجازه می دهيم که تمام انرژی توليدی توسط گياه صرف رشد ساقه و برگهای اوليه شود و بدين وسيله گياه قوی و شاداب باشد از ارتفاع ۳۰ سانتی متر به بعد شاخه های فرعی را حذف کنيم ولی با توجه به فصل کاشت و نظر برخی کارشناسان و کشاورزان با سابقه برخی به شاخه های فرعی اجازه می دهند رشد نمايند و بر اساس واريته و فصل کاشت طول شاخه های فرعی را تنظيم می کنند. قابل ذکر است که در فصل بهار جوانه انتهايی شاخه های فرعی را بعد از ظهور برگ پنجم حذف می کنند به ياد داشته باشيد که هرس اوليه گياه تاثير مستقيم و بسيار خوبی در رشد و بار دهی بوته خواهد داشت البته مشروط بر اينکه به طور صحيح و اصولی انجام گيرد.

برداشت محصول خيار
از مواردی که بايد در انجام آن دقت بسياری کرد تا آسيبی به گياه وارد نشود نحوه چيدن خيار از بوته است که به دلايلی با اهميت است شيوه اصولی و صحيح چيدن خيار از بوته اين است که آن را به سمت بالا کشيده تا بدين وسيله از ساقه جدا شود اين عمل باعث می شود که بقايا يا دنباله ميوه بر روی ساقه باقی نماند زیرا باقی ماندن این قسمت بر روی ساقه باعث پوسيدگی ساقه می شود و از طرفی دنباله ميوه علاوه بر اينکه وزن ميوه را سنگين تر می کند باعث جلوگيری از نرم شدن سريع ميوه هم می شود امروزه در اکثر گلخانه ها ديده می شود که خيار را به وسيله قيچی از شاخه جدا می کنند اين کار زمانی می تواند مشکل آفرين باشد که قيچی آلوده به بيماریهای قارچی و ويروسی خاصی باشد. در اين حالت امکان انتقال بيماری از يک بوته به بوته ديگر زياد است. بد نيست بدانيد به تازگی دستگاهی اختراع شده است که به وسيله اشعه می تواند ميوه را از ساقه جدا کند.ولی تا زمانی که دسترسی به اين وسائل امکان پذير باشد بهتر است حتاالمقدور ميوه با دستکش چيده شود ضمنا از ابزارهایی استفاده کنيد که اطمينان داشته باشيد آلوده نيستند.

پائین کشی بوته های خيار
زمانی که بوته ها به سقف مفيد گلخانه می رسند بايد پائين کشيده شوند.نکته ای که در اين دوره حائز اهميت است هرس برگهای فرسوده تر و پير تر در طول دوره برداشت است.به طوری که هنگام پائين کشيدن بوته برگهای پائينی ضمن اينکه عمر خود را سپری کرده اند تعداد کمی نيز برای هرس کردن باقی مانده باشد. بايد همواره به ياد داشته باشيد که هرس برگهای فرسوده در هر نوبت نبايد بيش از ۳ برگ در بوته باشد و حداقل ۱۸ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند. هرس برگ های فرسوده بايد در طول دوره و به تناوب انجام گيرد که در هنگام پائين کشی مشکلی پيش نيايد و ضمنا متوجه باشيم برگهايی که هرس می کنيم نبايد از تعداد برگهای توليد شده بيش تر باشد. به هر حال بعد از هرس برگ هاي مسن تر و رسيدن بوته به سقف٬ ۳ روش برای هرس بوته خيار مرسوم است.
اول اينکه با حذف برگهای پائينی و شل کردن نخ ها از قرقره که به سيم مهار متصل است ساقه را به صورت گرد در روی زمين قرار داده البته گاهی ساقه ها به جای اينکه روی زمين قرار گيرند بر روی شاسی های مخصوصی که با فاصله ۵۰ سانتی متر تعبيه شده اند قرار می گيرند. زمانی که بوته به انتها می رسد به دو شاخه فرعی اجازه می دهیم که رشد خود را ادامه دهند و دوباره به سمت پائین حرکت کنند.این دو شاخه فرعی را مانند شاخه های اصلی در نظر می گيريم و پس از رشد اين شاخه ها جوانه ای انتهايی شاخه اصلی را حذف مي کنيم و سوم اگر در پايان فصل کشت با فرا رسيدن هوای گرم مصادف باشد می توان به جای پائين کشيدن بوته ها آن را بر روی سيم ها انداخته تا مانند سايبانی در گلخانه عمل کند در اين حالت بايد کاملا مراقب بود که بوته ها در موقع خم شدن شکسته نشوند و بعد ها دچار ضايعات و بيماری نگردند.

 



تاريخ : شنبه ششم آبان 1391 | 12:48 | نویسنده : اشکان |
گل رز چیتی با گلهای ریز ولی ماندگار

تاريخ : چهارشنبه سوم آبان 1391 | 19:46 | نویسنده : اشکان |
 

lucky-bamboo-golestan-ali
گیاهشناسی:
گیاهی که امروز به بامبو یا بامبوخوش‌شانس معروف است در واقع اصلا از خانواده نی‌ها یا خیزران‌ها نیست و از تیره Dracaena است با نام علمی Dracaena sanderiana و به اسامی تجاری دیگری مانند دراسینای روبانی، بلژیکی همیشه سبز، یا گیاه روبانی و بالاخره بامبو خوش‌شانس شناخته می‌شود.
این گیاه بومی کامرون در مناطق استوایی غرب آفریقا و نواحی کوچکی از آسیای جنوب شرقی است. این گیاهان در بوته‌های به هم فشرده رشد میکنند و ارتفاعی بالاتر از ۱.۵ متر میتوانند داشته‌باشند. معمولا برگها به درازای ۲۰ تا ۲۵ سانتی‌متر و عرض تا ۴ یا ۵ سانتی‌متری به رنگ سبز تیره یا ابلق به صورت سبز و سفید یا سبز و زرد دیده‌میشوند. امروزه در جهان به عنوان گیاه تزئینی چینی معرفی و بازاریابی میشود ولی در واقع اینچنین نیست و این گیاه بومی اغلب نقاط آسیا نیست.

کشت و کار و نگهداری:

گونه‌های مختلفی از دراسیناها در خانه‌ها نگهداری میشوند و بسیار مقاومت از خودشان نشان میدهند. و امروزه بامبوها به دلیل سادگی نگهداری و زیبایی نسبی بسیار پرطرفدار هستند. علاوه بر اینها از آنجا که در فرهنگ فنگ‌شویی معتقدند که این گیاه شانس به ارمغان می‌آورد بسیار مورد استقبال قرار گرفته‌اند.

نور: روی هم رفته نور غیر مستقیم برای این گیاهان بهتر است چرا که در نور مستقیم برگها دچار سوختگی شده و زرد میشوند.

خاک: این گیاه توانایی زندگی در خاک را دارد ولی رایج شده‌است که در آب نگهداری و فروخته میشود. و خود گیاه هم مشکلی با این مساله ندارد و به خوبی در آب زندگی میکند.

آب: بهتر است آب بامبو را هر دو هفته یا حداکثر یک ماه عوض کرد. آب استفاده شده باید آب سبک بوده و فلوراید آب کم باشد، در واقع بهتر است از آبهای معدنی بطری شده یا از آبهای دستگاههای تصفیه آب خانگی یا از چشمه‌های طبیعی که میدانیم آبشان سبک است استفاده کرد. (در مناطق کوهستانی همانند اردبیل آب شرب لوله‌های آب شهری سنگین است و در صورت استفاده برای بامبو نتایجی مانند زرد شدن برگها و تنه گیاه یا رشد بسیار کم و عدم طراوت لازم را به همراه دارد لذا ما در گلستان علی آب چشمه واتا را به مشتریان محترم توصیه میکنیم.). همچنین کلر زیاد در آب برای بامبو مشکل ایجاد میکند.

دما: دمای آب بهتر است بالاتر از ۱۵ درجه سانتیگراد حفظ شود و این گیاه به خوبی در دمای معمولی خانه‌ها از بهار تا زمستان هماهنگی پیدا میکند.

روشهای پیچ دادن:

اصولا از وقتی این گیاه به صورت فرم داده شده عرضه شد ارزش اقتصادی پیدا کرد. چند روش برای پیچ دادن به این گیاه وجود دارد که اغلب در محیطهای گرم و مرطوب قابل اجرا هستند. زیرا در چنین محیطی گیاه با سرعت بیشتری رشد میکند و زمان لازم برای پیچ دادن کمتر است.

تئوری اول:
گیاه را در محیط تاریکی پرورش میدهند که نور پرشدت مصنوعی روی گیاه متمرکز میشود (مانند یک لامپ هالوژن) سپس این نور حرکت میکند و گیاه در تعقیب نور حرکت مارپیچی انجام میدهد و ساقه فرم Spiral را مارپیچی پیدا میکند.

تئوری دوم:
گیاه را در قالبهای شفافی پرورش میدهند که قابلیت باز شدن دارد وقتی گیاه در قالب پیچ داده شده رشد کرد و به شکل دلخواه رسید قالب را برمیدارند.

تئوری سوم:
گیاه را به طور مداوم با دست فرم میدهند.

تئوری چهارم:
منبع نور را فقط از یک جهت ثابت نگه میدارند و هر روز گیاه را در ظرفش میچرخانند، چون گیاه خاصیت نورجذبی دارند و به طرف نور چرخش میکنند این کار موجب پدیدار شدن حالت مارپیچی میشوند.
تئوری پنجم:
گیاه بامبو را به مدت طولانی حدود یک ماه خارج از آب ولی در شرایط رطوبتی ۹۰درصد نگهداری میکنند. گیاه نمی‌میرد ولی بدنش نرم و منعطف میشود در این زمان بامبوها را به قالبها می‌بندند و دوباره به آن آب میدهند. وقتی آوندها دوباره بازسازی شدند گیاه سفت و محکم شده و حالت قالب را به خود میگیرد.

بیماریها:

قارچها: اصولا محیط مرطوب و گرم بهترین محل برای رشد قارچهاست بنابراین گلدان بامبو میتواند به راحتی آلوده به قارچهای فسادآور بشوند که روی تنه و برگهای گیاه فعالیت بکنند و موجود فساد بامبوها بشوند. برای جلوگیری از شیوع قارچها سعی کنید ظرف بامبو را هنگام تعویض آب با مواد ضدعفونی کننده مانند وایتکس و… ضدعفونی کنید. نگذارید آب سبزه ببندد یا کدر بشوند.
قارچهای سیاه پودری روی برگها را با قارچکشها میتوان از بین برد.
در انتخاب و خرید بامبو دقت کنید تا گیاهی که میخرید سالم و عاری از قارچها باشد. علایمی مانند کپک زدگی روی ساقه. خوردگیهای لزج مانند روی ساقه و سفیدکها و سیاهکهای روی برگها علایم قارچها هستند.

اگر بامبو دچار پوسیدگی ساقه شد چه باید کرد؟
در محل پوسیدگی ساقه که به رنگ زرد در می‌آید و لهیده مانند میشود، آوندها از بین میروند و گیاه دیگر نمیتواند آب به قسمتهای بالایی برساند. و خطر مرگ کل گیاه را تهدید میکند. بنابراین ساقه را باید بالاتر از محل پوسیدگی برید تا آوندهای سالم مشاهده شوند (سطح برش سفید و سالم دیده شود).

تکثیر:

در محیط طبیعی این گیاه بیشتر به صورت پاجوش تکثیر میشود ولی قلمه آن بسیار ساده است و کافی است طولی بیشتر از ۲۰ سانتی متر را برید و در گلدان جدید گذاشت. در صورت محافظت از بیماریها و فراهم نمودن کیفیت محل لازم، قلمه جدید در حدود یک ماه ریشه تولید میکند و جوانه‌های جدید آن ظاهر میشوند.

کود:

برای بامبو مانند هر گیاه دیگری عناصر مورد نیازش را میتوان از طریق کودهای کامل فراهم کرد. کودهایی که عناصر پر مصرف و کم مصرف را داشته‌باشند. و به صورت ماهانه در آب گلدان بامبو حل میشود.  (قطره‌های اختصاصی برای بامبو هم در واقع همین کودهای شیمیایی کامل هستند و هیچ مارک یا برند خاصی بر دیگری ارجحیت بسیار زیادی نمیتواند داشته باشد.)



تاريخ : یکشنبه سی ام مهر 1391 | 18:5 | نویسنده : اشکان |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

زادگاه این گل افریقای شرقی است. برگهای سبز مخملی و کرک‌دار و روی ساقه فشرده و کوتاه قرار دارند. بنفشه آفریقایی نسبت به طول روز بی تفاوت است و به همین علت در طول سال گل می‌دهد. رنگ گلها متنوع و به رنگ بنفش- آبی- قرمز - صورتی- سفید ظاهر می‌شوند. گلها به صورت کم پر و پر پر و پرچمها طلایی و به طرز زیبایی از وسط گلها بیرون زده‌اند بطوری که تناقض در رنگ پرچمها و گلبرگها گل را به صورت یکی از زیباترین مینیاتورهای گیاهی در آورده است.

نیازهای بنفشه آفریقایی

  • نور: در تابستان به نور کامل احتیاج دارد (گیاه را در معرض مستقیم اشعه آفتاب قرار ندهید) در زمستان آفتاب را تحمل می‌کند.

  • دما: درتمام طول سال درجه حرارت مطلوب برای این گیاه 16 درجه سانتی گراد است (در صورتی که رطوبت بالا باشد تا 27 درجه سانتی گراد نیز مقاومت می کند).

  • تغذیه: در فصل بهار و تابستان هر دو هفته یکبار گیاه را با کود مایع (جامد محلول در آب) کود دهی کنید.

  • خاک مناسب: خاک برگ بهترین خاک است.

  • تعویض گلدان: هر دو سال یکبار در صورت متراکم بودن ریشه ها گلدان را تعویض نمایید.

  • تمییز نمودن برگها: با بررسی مخصوص برگها را تمییز نمایید. غبارپاشی نکنید. از مواد براق کننده شیمیایی استفاده نکنید.

  • تکثیر: کاشت بذر در بهار ، گرفتن قلمه برگ در تابستان ، تقسیم بوته در بهار.
عوارض و درمان
  • گلها ریز و متفرق هستند: گلهای پژمرده را حذف و گیاه را کود دهی کنید.

  • لکه‌های قهوه‌ای روی برگها مشاهده می‌شوند: غبار پاشی در آفتاب و یا آبیاری از بالا عامل آن است. گیاه احتیاج به غبارپاشی ندارد و آبیاری طبق روش گفته شده انجام گیرد.

  • گیاه سالم ولی بطور ناگهانی زرد شده است: گاز آشپزخانه و یا گاز نفت و هوای کثیف عامل آن است. گیاه را به هوای مملو از اکسیژن انتقال دهید.

  • برگها پیچیده ، خشک و خم شده‌اند: هوا گرم و خشک و احتیاج به آبیاری دارد. هرگز غبار پاشی نکنید.

  • برگها پژمرده و خم می‌شوند: هوا سرد است. گیاه را به محل گرمتری منتقل کنید.

  • تمام شرایط مساعد ولی گیاه گل نمی‌دهد: گیاه را کود دهی نمایید.

  • گلها شفاف و کمرنگ شده‌اند: عامل آن غبار پاشی است. این گیاه را غبار پاشی نکنید.

  • گلها و برگهای گیاه می‌پوسند: آبیاری زیاد از اندازه است. در تمام طول سال هفته‌ای دوبار آبیاری کافی است.

  • برگهای جدید ریز و تعداد آنها زیاد است: احتیاج به تعویض گلدان دارد. گلدان را با یک اندازه بزرگتر تعویض نمایید.

  • گیاه سالم و گل نمی‌دهد: گلدانها خیلی بزرگ انتخاب شده است تا دو سال آینده گلدانها را تعویض نکنید.

  • برگها رنگ پریده هستند: یا نور زیاد است یا احتیاج به کود دهی دارد. گیاه را به محلی با نور غیر مستقیم منتقل کنید.

  • برگها سیاه می‌شوند: عامل آن استفاده از مواد براق کننده شیمیایی است. از آنها استفاده نکنید. برای تمییز نمودن برگها از برس نرم مخصوص استفاده نمایید.


تاريخ : یکشنبه سی ام مهر 1391 | 17:57 | نویسنده : اشکان |

تکثیر گیاهان از طریق کشت بافت

 

كشت سلول و بافت گياهي كه با عنوانهاي كشت اين ويترو و يا كشت استريل نيز مطرح مي شود، ابزاري مهم در مطالعات پايه و كاربردهاي تجاري است. در حال حاضر به عملياتي نظير كشت سلولها، بافت ها و اندام هاي استريل و اجزاي آنها تحت شرايط مطلوب فيزيكي و شيميايي در آزمايشگاه، "كشت بافت گياهي" اطلاق مي شود.
استفاده از فن آوري كشت بافت براي تكثير رويشي گياهان يا ريزازديادي مهمترين كاربرد تجاري اين فناوري است. با اين فن آوري مي توان از يك گياه ميليونها گياه جديد، با كيفيت خوب و در زمان كوتاه توليد كرد. كشت بافت سلولي با ارائه تئوري سلولي در قرن 19 آغاز گرديد. اين تئوري عنوان مي كند كه سلول واحد ساختماني مستقل و عملي يك موجود است. كاربرد تجاري كشت بافت در سال 1960 در آمريكا با ريزازديادي اركيده آغاز شد.

 

 

به طور كلي امتيازهاي روش ريزازديادي را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:

1- ياهان تكثير شده به روش كشت بافت از قدرت رشد بالايي نسبت به گياهاني كه به روش هاي سنتي تكثير مي شوند برخوردارند.
2- ازدياد آن گروه از گياهاني كه با روش هاي سنتي به سختي تكثير شده و يا از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيستند.
3- تكثير و توليد تعداد زيادي از كلون هاي با ژنتيك معين.
4- بذور از ريسك كمتري براي جوانه زدن برخوردارند.
5- آزاد شدن از قيود اقليمي موجود از نظر فصل و زيستگاه و در تمام طول سال مي توان گياه توليد كرد.
6- حمل و نقل مواد گياهي را راحت تر مي كند.
7- نگهداري دراز مدت و ميان مواد گياهي.
8- تكنيك هاي كشت بافت در توليد گياهان عاري از ويروس، دستكاري ژنتيكي، هيبريداسيون سوماتيكي، اصلاح نباتات و مطالعات پايه استفاده مي شوند.

 

براي برقراري ارتباط بين تحقيق و عمليات كاربردي، مركز پژوهشهاي بيوتكنولوژي خليج فارس پايلوت كشت بافت گياهي را براي تكثير انبوه برخي از گونه هاي باغباني و عرضه به بازار راه اندازي كرد. از گونه هاي باغباني كه تا كنون در اين مركز توليد شده اند مي توان به محصولات ميوه اي مانند موز و انگور و گياهان زينتي مانند فيكوس بنجامين، اسپاتيفيليوم، اركيده، بنفشه آفريقايي، رز، هاورتيا و غيره اشاره كرد. اين گياهان جوان در گلدانهاي كوچك مناسب براي نهالستانهايي هستند كه تا زمان رسيدن به اندازه استاندارد قابل فروش پرورش يابند.
اٌرگانا يك محصول جديد از اين پايلوت مي باشد. اين گياه زينتي در لوله شيشه اي است كه همه مواد لازم براي رشد گياه در ژل غذائي داخل لوله وجود دارد و نيازي به دادن آب ، غذا و هوا به آن نمي باشد.

 

 

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391 | 12:39 | نویسنده : اشکان |

کنه دو نقطه ای

(spider mite)


 نام علمي اين كنه :

   از خانوادهTetranychidae

   از راسته Prostigmata  مي باشد.

   كنه دو نقطه اي از شايع ترين آفات گل خانه هاي رز است. اين كنه دامنه  ميزباني بسيار وسيعي(در حدود900ميزبان) دارد.

                        

         خسارت مستقيم از طريق تغذيه كنه ها از برگ هاست.برگ ها ابتدا لكه دار شده و خشك مي شوند.

    خسارت غير مستقيم : بدليل وجود تارها گياه دچار بد شكلي مي شود و رشدش كاهش پيدا مي كند كه اين خسارت   بخصوص در گل خانه ها شايع است.

                         

•         علائم اوليه آلودگي توسط كنه دونقطه اي ايجاد لكه هاي كلروتيك روي برگ است.روي برگ هاي ضخيم ممكن است اين لكه ها ايجاد نشوند.علت ايجاد اين لكه ها اين است كه كنه از سلول هاي سطح زيرين برگ تغذيه كرده و و آن را از كلروفيل كه رنگ سبز را به برگ  مي دهد خالي مي كنند. اين سلولها بدون كلرفيل سفيد يا برنزه به نظر مي رسند. آلودگي شديد باعث مي شود برگ ها كاملا بيرنگ  و خشك شده و در نهايت ريزش كنند. جمعیت بالاي كنه   باعث بي برگي كامل بوته ها شده و يا گياه   به طور كامل از بين مي رود.هم چنين كنه تارهاي نازكي درمسير حركتش مي تند.  معمولاسطح زيرين برگ ها كاملا از تار   پوشيده مي شود. وقتي تعداد كنه ها زياد است تارها سراسر بوته هاي رز را   مي پوشانند. آلودگي شديد روي رز باعث  مي شود برگ ها پيچيده و قهوه اي شوند   وسپس ريزش كنند.

                    

 

 

اگر كاغذ سفيدي زير بوته گرفته و برگ هاي آلوده را تكان دهيد ،لكه هاي سياه كوچكي مثل دانه هاي فلفل روي كاغذ مشاهده خواهيد كرد. بزرگترين مشكلي كه در مورد كنه ها وجود دارد اين است كه بدليل اندازه بسياركوچكشان وبدليل اينكه زير سطح برگ هستند بسيار دير متوجه حمله شان مي شويم و معمولا بعد از اينكه خسارت وارد مي كنند مورد توجه قرار مي گيرند.  رنگ كنه دونقطه اي از زرد يا سبز روشن تا سبز تيره یا قهوه اي متغير است و داراي 2 لكه سياه روي سطح   پشتي بدنشان هستند.اندازه شان0.4mm  است.

 

 نرها از ماده ها كوچكتر بوده،پاهاي بلندتري دارند و فعال ترند. بدن باريكي دارند و روي شكمشان نقاط بيشتري دارند.هر ماده روزانه 19تخم مي گذارد و در مجموع هر ماده مي تواند بسته به ميزبان و شرايط آب و هوايي  120 تخم بگذارد. تخم ها كروي و در ابتدا  شفافند اما به تدريج زرد رنگ مي شوند.تخم ها بسيار كوچكند و زير تارها در سطح زيرين برگ  قرار داده مي شوند.

      لارو: 6 پا دارد سفيد رنگ بوده كمي از تخم بزرگتر است و چشم هاي قرمز مشخصي دارد. لاروها بعداز 3-15 روز (بسته به درجه حرارت) از تخم خارج شده ، در ابتدا بي رنگند و فقط 6 پا دارند .در دو دوره نمفي بعدي كه بعد از مرحله لاروي است، زرد كمرنگ تا سبز بوده ،8 پا دارند و2 نقطه سياه روي بدنشان ظاهر مي شود. لاروها بلافاصله پس از خروج از تخم سفيد رنگ هستند. اما بعد از تغذيه از شيره گياهي ،سبز-زرد شده و2نقطه سياهرنگ پديدار مي شود.بعداز دوره دورمانسي(خواب) نمف ها با 8 پابوجود مي آيند.بعد ازيك دوره خواب ديگر و دوره نمفي ،كنه بالغ مي شود.نمف ها ممكن ست در هواي گرم و خشك طي 5 روز بالغ شوند. دوره تخم در دماي  15درجه 36 روز.دردماي  29درجه 16 روز ودر دماي 30 درجه 7 روز است.

درشرايط مطلوب، كنه ماده در دماي 20 درجه  129تخم مي گذارد.
•         دوره زندگي اين كنه 1-3 هفته (در هواي خيلي خشك) است. دردماهاي پايين تر و نور كمتر كنه هاي ماده ی زمستان گذران گسترش پيدا مي كنند، دو لكه خود را از دست داده  ودرشكاف ها و ترك ها پنهان مي شوند.اين ماده ها نارنجي روشن يا قرمز رنگند و تغذيه ندارند.درزمستان توليد مثل متوقف مي شود. در بهار ماده ها دوباره فعال شده و جمعيت هاي  جديدي را ايجاد مي كنند.

•         تكثير كنه ها درزير دماي 13 درجه متوقف مي شود

•         شرايط مناسب آب و هوايي براي كنه دونقطه اي،آب و هواي گرم و خشك است.

•         درشرايط گلخانه كنترل كنه دو لكه اي  مشكل است.كنترل دائمي برگ ها براي اطمينان پيدا كردن از اينكه كنه در گلخانه حضوردارد يا خير ضروري است.اين كنه در سرتاسر بوته مي تواند وجود داشته باشد اما بيشتر برگ هاي مسن تر و رگبرگ ها را آلوده مي كند.هنگاميكه علائم روي برگ ها بروز مي كند نشان دهنده اين است كه كنه گسترش پيدا كرده و مبارزه مشكل تر مي شود.

•         در شرايط مناسب جمعيت كنه ها به سرعت زياد شده و خسارت زيادي به رزها وارد مي كنند.بوته هايي كه به طور متراكم كشت شده اند و جريان هوا در بين آنها كم است، پناهگاه بسيار خوبي براي تكثير كنه ها هستند.گردو خاك و آلودگي روي سطح برگ ها مانع فرايند تعريق و خنك سازي گياه مي شود و مكان مناسبي براي كنه ايجاد مي كنند.

•         كنه ها از طريق لباس كارگران، ادوات كشت و گياهان آلوده منتشر مي شوند.هنگامي كه كيفيت ميزبانشان افت مي كند به گياهان با كيفيت بهتر حمله مي كنند و جمعيت هاي جديدي در آنجا ايجاد مي كنند.

•         گياهان و وسايل جديدي كه به گلخانه آورده مي شوند بايستي كنترل شوند تا حاوي كنه يا سايرآفات نباشند.

•          در بوته هايي كه نزديك به هم كشت شده اند گسترش كنه ها از بوته اي به بوته ديگر صورت مي گيرد.

•         كنه ها بال ندارند بنابراين استفاده از تله هاي چسبناك براي آنها كاربردي ندارد.

                        

شناسایی کانونها

•         كنترل هفتگي براي شناسايي ورود كنه ها الزامي است.نقاط حاوي كنه بايستي علامت گذاري شوند تا مكان  هايي كه مبارزه بايد در آنها صورت گيرد،مشخص باشند.مي توان نقشه اي از گلخانه تهيه كرد كه نقاط مورد حمله كنه علامت گذاري شده باشد.

•         اين كنه در سطح زيرين برگها وجود دارد ،بنابراين بايستي سم پاشي در سطح زيرين برگ انجام پذيرد. این کار را با میتوان با لانس سر کج انجام داد.اسپايدرمايتها به صورت جزئي و نقطه اي قابل كنترل هستند اما اگر در سطح وسيع در گلخانه گسترش پيدا كنند بايستي سراسر گلخانه را سم پاشي كرد.

                       

•         كنه ها دوره زندگي كوتاهي دارند و ممكن است نسبت به سموم مقاوم شوند.بنابراين بايستي  سموم مورد استفاده از گروههاي   شيميايي مختلف باشند. بعد از3 بارسمپاشي با يك كنه كش  كنه كش ديگري از ساير گروهها  بايستي مورد استفاده قرار گيرد.  كنه ها روي رز زمستان گذراني  نمي كنند بنابراين روغن هايي كه هنگام خواب زمستانه استفاده مي گردند،موثر نيستند. كنترل بيولوژيك كنه دولكه اي بااستفاده از كنه هاي شكارگر مي تواند انجام پذيرد.

•         Phytoseiulus persimilis     مهمترين كنه شكارگر اين كنه است.  اين كنه در گلخانه ها در رطوبت  بالاي70% فعاليت مي كند و  هنگامي كه هيچ غذايي باقي نماند   باشد،كانيبال مي شود وازهم جنسان   خودش تغذيه مي كندو از بين مي رود.

•         اين كنه ها دماي 18 درجه يا بالاتر و رطوبت نسبي 70% راترجيح مي دهند .در روشهاي كشت معمول كه لايه اي ضخيم از برگ ها قسمت پايين بوته ها را فراگرفته،كنه هاي شكارگر شانس بيشتري دارند

•         كنه شكارگر ديگر  californicus Amblyueis    است كه قدرت تهاجم كمتري دارد ولي  مدت بيشتري زنده مي ماند.همچنين كنه شكارگر Feltiella acarisuga     مي تواند مورد استفاده قرار گيرد كه لاروهاي اين كنه از تخم و كنه بالغ تغذيه مي كنند.حشراتي نظيرminute pirrate bug  وGeocoris species))big-eyed bugsوكفشدوزك هايي كه از كنه تغذيه مي كنند:

•         (Spider mite destroyer lady  beetle)      ازگونهStethorus وتريپس ها نيز از كنه دو نقطه اي تغذيه مي كنند. 

                             

•         1- در وحله اول استفاده از ارقامی که نسبت به کنه مقاوم هستند از جایگاه مهمی برخوردار است که نمونه ای از این ارقام نام برده می شود:

•         Utopia

•         Atumn breez

•         Orange joice

•         2- از نکات قابل توجه دیگر جلوگیری از گرم شدن بیش از حد دمای گلخانه است و توجه به این نکته که ارقامی که به کنه حساس هستند در مکان خنک گلخانه یعنی کنار پد کاشته شود.

•         3- به محض مشاهده اولین علائم وجود کنه (شامل تار- نقره ای شدن سطح برگ و...) برگ ها رابا آب کاملاًشستشو داده بصورتیکه  زیر برگ کاملاً شسته شود چون محل تجمع کنه زیر برگ هاست زیرا کنه راحتر از بافت زیر برگ تغذیه می کند .

 4- جدا کردن و کندن برگ های آلوده و خارج کردن این برگ ها از محیط گل خانه.
  5- شستشو با آب خالی 3 بار در هفته و بعد از آن استفاده از یک کنه کش


تاريخ : چهارشنبه یکم شهریور 1391 | 15:34 | نویسنده : اشکان |

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 | 16:29 | نویسنده : اشکان |
  • جوک خفن
  • میهن صدا